مجله آموزشی و پژوهشی مالی

مجموعه ای متنوع از مباحث مالی و اقتصادی و تحلیلهای مرتبط

تحلیلی بر موانع برون سپاری و خصوصی سازی در شرکتهای دولتی
نویسنده : حمید صادقی راد - ساعت ٦:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱۱/٢٤
 

مقدمه:

بدون تردید نکته مهمی که در تعریف خصوصی سازی در شرکتهای دولتی مطرح می باشد،  افزایش کارائی و اثر بخشی فعالیتها و در ابعاد گسترده تر آن کاهش هزینه های جاری دستگاهها و بنگاههای اقتصادی است.در طراحی و برنامه ریزی راهبردی این استراتژی رویه ها و سیاست های تعیین شده از طریق دولت نقش اساسی داشته و همواره در منظر تحلیلگران اقتصادی از جایگاه ویژه ای برخوردار می باشد .

سیاست های که در صورت انحراف از مبانی اولیه می تواند آثار و پیامدهای منفی بسیاری را در زمینه چابک سازی ساختار تشکیلاتی دولت بر جای گذاشته و هدف گذاری صورت گرفته در این  بخش را بطور کامل دستخوش تغییر نماید. این موضوع در حالیست که ممکن است در مواردی انحراف مذکور به مقداری باشد که نتایج حاصله را نیز از چشم انداز و مقصد نهائی تعیین شده واگذاری بطور کامل  دور سازد .

در این مقاله سعی گردیده با تفکیک و طبقه بندی فرآیند های اجرائی برون سپاری از بازخورد های مربوطه و در قالب محور های پنج گانه ذیل بطور اجمالی به بررسی برنامه های تنظیم شده برون سپاری و واگذاریها در شرکتهای دولتی به پردازیم و با واکاوی دلائل انحراف و تحلیل آنچه که بعنوان مشکلات و نواقص اجرائی در پیاده سازی  مبحث واگذاری فعالیتها در موسسات فوق الذکر مشهود و مطرح می باشد بیشتر آشنا شویم.

 

بخش اول –تاریخچه پیدایش خصوصی سازی از منظر قوانین جاری  

بخش دوم - اهداف خصوصی سازی

بخش سومعلل بروز نارسائی در برون سپاری 

بخش چهارم محصول نارسائی ها

بخش پنجم -راهکارهای بهبود وضیعت


 
 
ریشه‌های تئوریک بحران مالی
نویسنده : حمید صادقی راد - ساعت ۱:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٤/۱٩
 


مقدمه:

شاید بتوان گفت موضوع اقتصاد با ظهور و فعالیت فیزیوکرات‌ها تبدیل به یک علم شد. مهم‌ترین کشف این اقتصاددانان، وقوف به این حقیقت بود که:

 

 

 «نظام طبیعی ناشی از اتفاق یا تصادف نیست، بلکه مولود مشیت الهی است و بنابراین شامل بهترین و مفیدترین قوانین برای رفاه و رستگاری بشر است. وظیفه انسان تنها شناخت این قوانین و عدم تخطی از آنها است. قانون طبیعی، جریان منظم هر واقعه طبیعی است که نظم طبیعت به وجود آورده باشد. بدیهی است که این جریان از هر ‌ترتیب دیگری برای بشر مفیدتر و پرثمرتر است.»


مجاورت و گفت‌وگوهای طولانی آدام اسمیت در فرانسه با آخرین اقتصاددان این مکتب یعنی تورگو، باعث نگارش کتاب ثروت ملل شد و او را پدر علم اقتصاد نمود. اما علم اقتصاد به دلیل نواقص و ضعف‌های خود نیاز به تصحیح و تکامل داشت که مع‌الاسف در روند تکاملی خود دچار یک انحراف اساسی با ظهور کینز شد. این انحراف، شامل سه موضوع مشخص بوده است که باعث طرح سه موضوع متقابل هم می‌شود. موضوع اول، بسط بیش از حد پول است که در تقابل با آن، نظریه فریدمن مطرح و از سال 1980 اجرا شد و دانشمند اخیر توانست تا حدودی جلوی آن را بگیرد.

اگرچه در خصوص موضوع اول ما در ایران، بعد از گذشت بیش از سی سال هنوز در دوران قبل از 1980 زندگی می‌کنیم. موضوع دوم تجویز مداخله دولت در اقتصاد بود که بارزترین اقتصاددان در مقابل این نظریه، هایک بوده و نظریات او در تصحیح این روند به میزان زیادی در جهان، موثر بوده است. در ایران نیز بند الف سیاست‌های کلی اصل 44 قانون اساسی، در ارتباط با همین موضوع می‌باشد. البته سیطره کینز در دو موضوع فوق هنوز به طور کامل در جهان (حتی کشورهای صنعتی) از بین نرفته است.
اما موضوع سوم، اولویت سمت تقاضای اقتصاد بر سمت عرضه است که در تقابل با آن اقتصاددانان طرف عرضه قرار دارند؛ ولی فعالیت این اقتصاددانان بیشتر در اثبات اهمیت جلوگیری از فشار بر سمت عرضه بود نه در نفی تحریک سمت تقاضا. به نظر می‌رسد بحران بزرگ اقتصادی آمریکا و جهان از سال 2008 و بعد از آن بیشتر در این موضوع قابل بحث باشد.
همان‌طور که معروف شده است اقتصاد آمریکا و حتی جهان، وابسته به مصرف مردم این کشور می‌باشد. این عقیده باعث شده هر عملی که بر سمت تقاضای اقتصاد، اثری کاهنده داشته باشد از اولویت‌های این کشور کنار گذاشته شود. مثلا یکی از این اقدامات، مالیات بر ارزش افزوده (مالیات بر مصرف) است. در واقع ایالات‌متحده به دلیل فقدان قانون مالیات بر ارزش افزوده متضرر شده و می‌شود. مالیاتی که برای تمام فعالیت‌های تجاری از تولید کالا تا توزیع، توسط مصرف‌کننده نهایی پرداخت می‌شود. مالیات بر ارزش افزوده در تمام اتحادیه اروپا و برخی کشورهای دیگر مثل هند، برزیل و چین اجرا می‌شود.
بسیاری از سیاستمداران معتبر مانند نانسی پلوسی، رهبر دموکرات‌ کنگره و پاول وولکر، مشاور اقتصادی کاخ سفید، اخیرا پیشنهاد دادند که دولت می‌تواند برای تامین کسری بودجه خود از راه‌اندازی مالیات بر ارزش افزوده کمک بگیرد؛ اما این نظر از حمایت کافی برای اجرا برخوردار نشده است.
نکته جالب این است که مصرف‌گرایی در آمریکا خود را به خوبی در شاخص‌های اقتصادی نشان داده است. مهم‌ترین عارضه مصرف‌گرایی، کاهش سطح پس‌انداز ملی است و اگر به آمار مربوط به نسبت پس‌انداز ملی به GDP این کشور در ده سال منتهی به سال 2011 نگاه کنیم مشخص می‌شود که آمریکا از این نظر بسیار ضعیف‌تر از کشورهای صادرات محوری نظیر چین، سنگاپور و آلمان است. همین موضوع باعث شده که آمریکا به دلیل کمبود پول برای سرمایه‌گذاری معمولا از خطوط قرمز بسط پول تخطی کند و عرضه پول بیشتری نسبت به کشورهایی نظیر چین داشته باشد تا از این طریق کمبود پس‌انداز ملی را جبران کند و ریشه همه بحران‌های اقتصادی را نیز باید در همین موضوع دانست. اگر چه میزان عرضه پول در آمریکا نسبت به دهه 1970 بسیار کمتر شده است، در میان کشورهای غربی از نظر شاخص پس‌انداز ملی، کشور آلمان در سال 2009 بهترین وضعیت را داشته است. جالب است که آمریکا به جای آنکه روش خود را اصلاح کند راه‌حل مشکل اقتصادش را در فشار بر چین می‌بیند و از این کشور می‌خواهد با افزایش ارزش پول خود از طریق کاهش ارزش دلار که منجر به افزایش مصرف چینی‌ها خواهد شد به اقتصاد آمریکا کمک کند. در هر صورت تفکرات کینزی از طریق مبحث اقتصاد کلان آنچنان بر علم اقتصاد، سیطره یافته که رهایی از این اختاپوس، کاری بسیار مشکل شده است. بی‌دلیل نبود که هایک در اواخر عمرش این افسوس خود را آشکار کرد که چرا پس از ارائه «نظریه عمومی اشتغال، بهره و پول» از سوی کینز، با تمام قوا به آن حمله نکرده است.

 

 مهران دبیرسپهری
 


 
 
بودجه و فرآیند های مرتبط
نویسنده : حمید صادقی راد - ساعت ٥:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱٦
 

تصمیماتى که مدیران اجرائى شرکت‌ها در زمینه افزایش ثروت سهامداران مى‌گیرند تا حدى در گرو پیش‌بینى‌هائى است که از وقایع آینده مى‌کنند آنان با پیش‌بینى‌هاى کوتاه‌مدت و بلندمدت، برنامه‌هاى مالى شرکت را تهیه مى‌کنند. بدیهى است این شرکت‌ها پس از تهیه و تدوین برنامه‌ها، آنها را به اجراء درمى‌آورند؛ ولى در صورت روبه‌رو شدن با وقایع جدید، در آن برنامه‌ها تجدیدنظر کرده، یک‌بار دیگر آنها را ارزیابى مى‌کنند. تهیه بودجه‌هاى نقدى و صورت‌هاى تخمینى نمونه‌هائى از پیش‌بینى‌هاى مالى کوتاه‌مدت هستند. براى پیش‌بینى‌هاى یک‌ساله یا کمتر از این روش‌ها استفاده مى‌شود ولى شرکت‌ها براساس پیش‌بینى‌هاى مربوط به چند سال بعد، از صورت‌هاى تخمینى استفاده مى‌کنند. مفید بودن این صورت‌ها ثابت شده است.

براى شناخت و تعیین کارآمدترین سیستم تخصیص منابع شرکت و نیز به‌منظور نشان دادن مکانیسم‌هاى کنترل و برنامه‌ریزى جریان‌هاى وجوه از ”بودجه و فرآیند بودجه‌بندی“ استفاده مى‌شود. مدیران اجرائى شرکت‌ها براى برنامه‌ریزى و اجراء عملیات شرکت از انواع مختلف بودجه استفاده مى‌کنند. مدیران تولید مقادیر و جدول زمان‌بندى وجوه موردنیاز خطوط مختلف تولید شرکت را به‌طور دقیق و با تفصیل مشخص مى‌کنند. این بودجه شامل دستمزد، مواد و سایر هزینه‌هائى است که در فرآیند تولید مصرف مى‌شود. بودجه‌هاى بازاریابى و فروش دربردارندهٔ یک طرح مالى براى تبلیغ و فروش محصولات شرکت است. بودجه‌هاى تحقیق و توسعه نشان‌دهندهٔ تعهدات شرکت در امر تحقیقات اساسى (به‌منظور توسعه و گسترش تولیدات آینده شرکت) است. سایر هزینه‌ها را (اقلامى که به مصرف فعالیت‌هاى عمومى شرکت مى‌رسد) در بودجه‌هاى ادارى مى‌گنجانند.

مدیران مالى براى اینکه بتوانند جریان‌هاى وجوه شرکت، سودآورى و وضع مالى آن را، در یک دوره زمانى مشخص محاسبه کنند. اقلام بودجه یادشده را در هم ادغام مى‌کنند. با کمک تجزیه و تحلیل صورت‌هاى مالى داده‌ها و اطلاعاتى به‌دست مى‌آید که با استفاده از آنها مى‌توان چنین بودجه‌هائى را برآورد کرد و بودجه‌هاى نقدى و صورت‌هاى تخمینى را تهیه کرد. به‌وسیله بودجه‌هاى نقدی، جریان‌هاى ورودى و خروجى نقدى را در یک دوره زمانى مشخص پیش‌بینى مى‌کنند. مقصود از تهیه صورت‌هاى تخمینی، پیش‌بینى صورت‌هاى مالى است (یعنى پیش‌بینى اینکه یک صورت در آینده به چه صورت درمى‌آید). در صورت سود و زیان تخمینی، مقدار فروش و هزینه‌ها و سودآورى شرکت (براى یک دوره زمانى مشخص) برآورد و محاسبه مى‌شود. در ترازنامه تخمینی، وضع مالى شرکت در پایان دوره زمانى منعکس مى‌شود.


 
 
دانلود اسلایدهای آموزشی حسابداری و مالی
نویسنده : حمید صادقی راد - ساعت ٢:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱٦
 

 در این بخش اسلاید های آموزشی متنوعی از دانش حسابداری و مالی در قالب فایلهای power point جهت بهره برداری  بازدید کنندگان و کاربران عزیز ارائه می شود

 

 

مجله آموزشی و پژوهشی مالی

 
دانلود فایل آموزشی مقدمه‌ای بر رویکردهای مالی           شروع دانلود فایل

 
دانلود فایل آموزشی تهیه صورتهای مالی تحت Excel         شروع دانلود فایل 

  
دانلود فایل پر محتوا و بسیار جالب مدیریت کیفیت جامع      شروع دانلود فایل  

  

 

  لطفا جهت دسترسی به سایر فایلهای  آموزشی به بخش ادامه مطلب رجوع کنید  ...


 
 
نقش حسابداری مدیریت در موفقیت بنگاه های اقتصادی
نویسنده : حمید صادقی راد - ساعت ٤:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱٥
 

   

 

لزوم ارائه دیدگاهی متفاوت از حسابداری  

 

 

 

طبق ماده 5 قانون برنامه چهارم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران مقرراست ایران از طریق ارتقای بهره وری کل عوامل تولید، از کشوری با اقتصاد نهاد محور به کشوری با اقتصاد بهره ور محور تحول یابد و بدین منظور تامین 5/2درصد از 8درصد رشد متوسط سالانه اقتصادی پیش بینی شده در قانون برنامه چهارم، از محل رشد بهره وری، هدف گذاری شده است .

    ارتقای بهره وری چه در واحدهای صنعتی و چه در واحدهای خدماتی اعم از دولتی و غیردولتی بدون تحول در نظام فعلی مدیریت بنگاه ها به یک نظام کارآ و اثربخش غیرممکن خواهد بود، کما اینکه با گذشت سه سال و نیم از اجرای قانون برنامه چهارم توفیق چندانی در ارتقای بهره وری نه در بنگاه های خصوصی و نه در بنگاه های دولتی، به دست نیامده است . علت عدم موفقیت برای ایجاد تحول در مدیریت کشور و ارتقای بهره وری در ایران، نظام اقتصادی غیررقابتی متکی بردرآمدهای سرشار نفتی و بیماری های مزمن اقتصادی از جمله تورم و علامت دهی نادرست قیمت ها به مدیرت کلان و مدیران بنگاه های کشور است. با این حال به دلیل وجود همین درآمدهای سرشار نفتی و سیاست های دولت برای جلوگیری از بالارفتن نرخ رشد تورم طی سال های اخیر میزان واردات کالاهای مشابه کالاهای تولید شده در کشور افزایش یافته است و از این رو بنگاه های اقتصادی با کاهش حاشیه سود یا زیاندهی و بعضا با خطر ورشکستگی مواجه شده اند و بنابراین چاره ای جز تحول مدیریت سنتی موجود به یک مدیریت نوین وجود ندارد. از طرف دیگر برای تحول در ساختار مدیریت نیاز به ابزار نوین از جمله حسابداری مدیریت است. متاسفانه آنچه که اکثریت مدیران بنگاه ها تا به امروز به عنوان حسابداری به رسمیت شناخته اند، حسابداری مالی است که وظیفه آن ثبت و تلخیص و طبقه بندی رویدادهای مالی و تهیه گزارش های ادواری برای نشان دادن وضعیت مالی و نتیجه عملکرد بنگاه است. هرچند حسابداری مالی از طریق شفاف سازی فعالیت های اقتصادی و مالی خدمات ارزنده ای به بشریت کرده است و هرچند حسابداران حرفه ای از طریق گزارشگری مالی و حسابرسان مستقل از راه اعتبار بخشی به این گزارش ها، نظام پیچیده اقتصادی کنونی را ممکن ساخته اند...
    ... ولی در دنیای پر رقابت کنونی تکیه صرف بر داده های حسابداری مالی نمی تواند رهنمود کافی برای مدیران، تصمیم سازان و تصمیم گیران باشد.
    به همین لحاظ حرفه حسابداری ابتدا نظام حسابداری صنعتی را که از طریق آن تجزیه و تحلیل عوامل بالابودن قیمت تمام شده محصولات و نحوه کاهش آن امکان پذیر می شد، معرفی کرد و بکارگرفت .
    در نظام های حسابداری صنعتی تکیه عمده بر کارآیی نیروی کار، ضایعات مواد و استفاده مطلوب از ظرفیت تولیدی است که کمک قابل توجهی به مدیریت برای کاهش قیمت تمام شده می باشد، ولی این نظام نیز نمی تواند اطمینان کافی برای بقای بنگاه ایجاد کند، از این رو حسابداری صنعتی در جریان تکاملی خود به نظام های حسابداری مدیریت ارتقا داده شده است که در آن علاوه بر مسائل درون سازمانی تاثیر فضای رقابتی بیرونی و الزامات محیطی بر بقا و موفقیت بنگاه مورد توجه قرار می گیرد و علاوه بر کارآیی بحث اثربخشی و نتیجتا بهره وری، هدف کاربرد این نظام ها می باشد . متاسفانه در ایران بسیاری از بنگاه های اقتصادی و غیرانتفاعی (نظیر بنگاه های غیر انتفاعی دولتی) هنوز از مفاهیم حسابداری صنعتی استفاده نمی کنند و حتی صنایع عظیمی مانند صنعت نفت


 
 
آیا جهان در انتظار موعد قیامت اقتصادی می باشد؟
نویسنده : حمید صادقی راد - ساعت ۳:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۸
 

 

27 مرداد ماه سال جاری برای بازار جهانی طلا روز عجیبی بود . قیمت طلا با هر اطلاعات منفی ای در اروپا و آمریکا افزایش معنی داری را تجربه می کرد و در افزایش تقریبا لحظه ای ,قیمت طلا به اونسی 1825 دلار هم رسید .

افزایشی که تداوم آن همچنان قابل پیش بینی بود و نشان داد که جهانی که در آن زندگی می کنیم تا چه میزان نگران از تحولات منفی اقتصادی آینده است و سرمایه تا چه حد آماده است تا ریسکهای باور نکردنی حمایت از دارائیها را در مقابل شوکهای خارجی در راه را با هر قیمتی پوشش دهد . .معهذا مهمتر از روندهای جاری , آینده آنست . اکنون و بیش از گذشته این سئوال مطرح است که  حد این حساسیت ها برای آینده نزدیک کجاست؟  و اینکه آیا همچنان باید در انتظار شوکهای تازه ای بود ؟ 

اگر چه نمی توان با یقین کامل به سئوالات فوق پاسخ گفت , ولی به دلایل عدیده از جمله شرایط سیاسی شدیدا"انتقالی آمریکا تا انتخابات ریاست جمهوری این کشور ,باید در انتظار روزهای نگران کننده تری بود . نگرانیهائی که بسیاری معتقدند سال 2012 را باید نقطه اوج آن را دانست . شواهد طوفانی تمام عیار, در گردو غبار جاری بخوبی قابل مشاهده است و 10 مورد مهمتر ان  ذیلا" خلاصه می گردد .

 1- اولین و مهمترین دلیل قطعا" به پیش بینی رشد اقتصادی امریکا و اتحادیه اروپائی باز می گردد . تمامی شواهد و شاخصها گویای آنست که شتاب رشد اقتصادی غرب همچنان می تواند کاهش های بیشتری را برای آینده تجربه کند .در اروپا شاخص تولیدات صنعتی آلمان که در ماههای گذشته موتور رشد اقتصادی این اتحادیه تلقی می شد, در ماه ژوئن 1/1 درصد نسبت به سال گذشته کاهش یافت و زنگ های خطر را در این کشور و اتحادیه به صدا درآورد .

 2- فدرال ریزرو آمریکا در اوج نگرانیهای ناشی از رکود و بحران تازه در نظام اقتصادی آمریکا و جهان , هر چه داشت روی میز گذارد و اعلام کرد که برای مدت دو سال تا نیمه سال 2013 نرخهای بهره را همچنان پائین و نزدیک صفر نگاه خواهد داشت . با چنین شرایطی برای این سئوال مهم که در صورت بروز رکود و بحرانی تازه سیاست پولی و بانک مرکزی آمریکا چه خواهند کرد؟ پاسخ روشنی وجود ندارد جز پناه به بازار طلا  

 3- قبل از بحران اقتصادی سال 2008 , افزایش قیمت مواد غذائی در جهان تا مرز نگرانیهای نوعی قحطی در بخشهای مهمی از جهان به پیش رفت . اکنون جهان مجددا" شاهد همان شرایط است . قیمت مواد غذائی در بازار جهانی در ماه جولای نسبت به سال گذشته 33 درصد افزایش یافته است . این افزایش قیمت در مورد گندم به 55 درصد نیز رسید . اکنون افزایش قیمتهای بیشتری برای سال 2012 در راه است , نشانه هائی که اصلا" برای سال اینده خوشایند نیستند.

 4- شاخص فلاکت اقتصادی (مجموع نرخ تورم و بیکاری) اخیرا" در آمریکا به بالاترین حد خود در 26 سال گذشته رسیده است و احتمال افزایش آن کاملا" بالاست .

 5- کوچکترین امیدی به بهبود نرخ بیکاری در آمریکا و بخشهای بزرگی از اروپا به چشم نمی خورد . مشاوران اقتصادی سابق کاخ سفید , نرخ بیکاری کمتر از 8.5 درصد را تا سال 2012 اصولا" امکان پذیر نمی دانند .

 6- نظرسنجی ها نشان میدهد که در آمریکا علیرغم افزایش قیمتهای یالای مواد غذائی و سوخت و ...از هر 10 نفر , 9 نفر معتقدند که دستمزدها و حقوق آنان افزایش نخواهد یافت . شکاف طبقات اجتماعی در حال افزایش است و در بخشهائی از جامعه تقریبا" هرچه دم دست قرار می گیرد ربوده می شود .

 7- صنایع کوچک و متوسط که در جریان بحران اقتصادی سال 2008 تقریبا" از کمکهای دولتی و اعتبارات حمایتی بهره ای نبرده اند , چراکه صنایع بزرگ قراربود با بازسازی ظرفیتهای تکنولوژیکی خود نقش موتور رشدهای اینده اقتصادی آمریکا و جهان را بازی کنند , اکنون در وضعیت نگران کننده تری قرار گرفتند . موتور محرکه مورد نظر خوب کار نمی کند و این صنایع به ارامی در حال از دست دادن صبر و توان مقاومت خود در قبال شرایط جدید هستند . واقعیتی که میتواند عامل موثر موج جدید بیکاریها در سال 2012 باشد .

 8- با روندهای جاری بحران بدهی ها در هر دوسوی آتلانتیک روند عمیق تری را برای سالهای آینده تجربه خواهد کرد . روندهای مالی روبه وخامت آمریکا اکنون بنحو محسوسی برای کاهش رتبه اعتباری تازه این کشور مورد هدف موسسات ارزیابی جهانی است .واقعیتی که در سال 2012 می تواند شوک هزینه ای سنگینی را بر ساختار گرفتار مالی این کشور تحمیل نماید .

 9- کاهش برنامه ریزی شده و ناگزیر ارزش دلار اکنون کمتر مورد تردید صاحب نظران جهانی است . بر خلاف یوآن چین که به سوی افزایش ارزش تحت فشار یک طرفه است , دلار آمریکا برای کاهش ارزش از سوی مسئولان آمریکائی تحت فشار است . جهان اکنون بصورت شفاف باید برای دست و پا کردن پول ذخیره بین المللی ای مستقل از دلار چاره اندیشی کند . اگرچه کاهش ارزش دلار در بلند مدت می تواند از طریق افزایش صادرات امریکا به سر و سامان دهی شرایط اقتصادی و مالی این کشور کمک کند , ولی مشکل شرایط جاری در جهان آنست که برای بهبودی بلند مدت خیلی وقت ندارد . بحران ایتالیا , اسپانیا و احتمالا" فرانسه در راه است و با عدم بازگشت نرخهای رشد اقتصادی به حداقلهای قابل قبول برای اداره این اقتصادها بحران بعدی در سال 2012 از هم اکنون کلید خورده است .

 10- علاوه برهمه این عوامل , به رفتار طلب کاران جهانی نیز باید توجه کرد . تنش در روابط چین و آمریکا با وخامت اوضاع اقتصادی در آمریکا و سقوط ارزش دلار و رتبه اعتباری این کشور قطعا" افزایش می یابد و این همان عاملی است که می تواند از ظرفیت جهانی مدیریت بحرانهای در راه برای سال 2012 بازهم بکاهد .

 تمدن کنونی جهان بر بنیانهای علمی و تکنولوژیک استوار است . از عجایب روزگار آنست که این بنیانها همچنان توانائی حمایت از رشد و توسعه چشم گیر اینده را باخود دارند ولی  اینچنین سخت تحت فشار فضای مدیریتی  کلان اقتصادی کشورهای پیشرفته قرار گرفته اند .سال آینده میلادی سال آزمون سخت  امکان هماهنگی بنیانهای تکنولوژیکی و مدیریت کلان اقتصادی جهان غرب است .

 محسن طلایی سفیر اسبق ایران در ژاپن

منبع: سایت خبرآنلاین


 
 
اسرار شرکتهای موفق
نویسنده : حمید صادقی راد - ساعت ۸:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٧
 

رازهای  شرکت‌های موفق

برخی شرکت‌ها عملکرد بهتری نسبت به سایرین دارند. این امر می‌تواند به خاطر شناخته شدن و معروفیت نام شرکت، نوآوری، سهم بازار یا شماری دیگر از ویژگی‌هایی باشد که یک شرکت خوب را در میان سایر شرکت‌ها برجسته می‌کند.

 

نکته مهم برای سرمایه‌گذار این است که قادر باشد برندگان احتمالی را تشخیص دهد قبل از اینکه آنها تبدیل به نام‌های مشهوری شوند.
در این مقاله نگاهی می‌اندازیم به سه مشخصه اصلی که باعث موفقیت یک شرکت می‌شود. سعی کنید آنها را به کار بگیرید، خواهید دید که شما هم با ردیابی آنها به موفقیت دست پیدا می‌کنید.


سه راز موفقیت
بنابراین چه عواملی موجب موفقیت یک شرکت می‌شود، و آیا این شرکت مکان خوبی برای سرمایه‌گذاری است؟ پاسخ این سوال بستگی دارد به اینکه این سوال را از چه کسی می‌پرسید، یک حسابدار، اقتصاددان، بازاریاب یا کارشناس منابع انسانی، به هر حال با کنار هم گذاشتن همه این پاسخ‌ها، می‌توانید یک شرکت موفق را با این مشخصات تعریف کنید:
۱. مزیت رقابتی
۲. مدیریت بالاتر از حد متوسط
۳. رهبری بازار

مزیت رقابتی
مایکل پورتر پیشگام مدل مزیت رقابتی بود و مزیت رقابتی را به دو گونه تفکیک کرد: مزیت تمایز و مزیت هزینه. مزیت تمایز هنگامی‌است که شرکتی کالا یا خدمات ممتاز و منحصر به فرد را با همان قیمتی ارائه دهد که توسط بازار عرضه می‌شود. مزیت هزینه هنگامی‌است که شرکتی همان کالا یا خدمات بازار را با قیمت کمتر ارائه می‌دهد. پورتر در مجموع این مزیت‌ها را «مزیت‌های موقعیتی» می‌نامد، زیرا آنها موقعیت شرکت را به عنوان اینکه دارای کالا یا خدمات برجسته در صنعت خاص خود هستند، معرفی می‌کند. وی همچنین عنوان می‌کند که این مزیت‌ها نمی‌توانند برای همیشه پایدار باشد، زیرا بهره اقتصادی باعث ایجاد رقابت می‌شود.

موانع ورود به بازار
شرکت‌های خوب می‌توانند در صورت وجود موانع زیاد ورود به بازار موقعیت خوب خود را حفظ کنند. این موانع می‌تواند به علت هزینه‌های ثابت بالا یا به علت مخارج تحقیق و توسعه طولانی مدت مانند صنایع دارویی و توسعه نرم افزار کامپیوتری باشد. تمام این هزینه‌ها ی ورود می‌تواند رقبا را از ورود به بازار منع کند، بنابراین به شرکت کمک می‌کند تا موقعیت برجسته خود را حفظ کند. 

 

 

 

   

معروفیت نام شرکت

ارزش معروفیت نام‌های تجاری واضح به نظر می‌رسد. نام تجاری مانند Kleenex وcoke با نام محصولات خود همسان شده‌اند. مشکل اینجا است که نمی‌توان نام یک شرکت معروف را ارزش‌گذاری کرد و هیچ روشی برای این کار وجود ندارد .یک نام معروف فقط می‌تواند ارزش کیفی داشته باشد، اما در عین حال می‌تواند موجب ایجاد رابطه ای طولانی مدت و محکم میان تولیدات یا خدمات یک شرکت و مشتریان آن ایجاد کند. ترکیب یک نام معروف با سایر ویژگی‌های شرکت می‌تواند موفقیت‌های بزرگی را در آینده برای شرکت رقم بزند.

رهبری قیمت
هیچ چیز مؤثرتر از فراهم آوردن کالا یا خدمات مشابه با بازار، اما با قیمت پایین‌تر نیست. در هر محیط اقتصادی، چه در دوره رشد چه در دوره رکود، همیشه تقاضا برای کالا یا خدمات با قیمت پایین وجود دارد. توانایی ورود به بازار با قیمت‌های پایین به طور همه جانبه می‌تواند یک بازار محلی ایجاد کند که این امر منجر به جذب مشتریان برای مدت طولانی می‌شود. نکته کلیدی در رهبری قیمت، توانایی به حفظ آن سطح قیمت و دور کردن کسانی است که سعی می‌کنند در آن فضا رقابت کنند. 

 

مدیریت بالاتر از حد متوسط
کیفیت و شیوه مدیریت می‌تواند عامل بزرگی در موفقیت یک شرکت محسوب می‌شود و یک ویژگی مهم در هر تیم مدیریتی ترکیبی از تجربه‌ها است. مدیران با تجربه نه تنها می‌توانند شرکت را بر اساس چرخه‌های بازار هدایت کنند، بلکه می‌توانند برای نسل آینده مدیران الگوی خوبی باشند.یکی دیگر از عوامل موثر در موفقیت زمانی است که مدیران به‌صورت بلندمدت در شرکت می‌مانند.

در برخی از شرایط، مدیران مستعد تحت تاثیر قرار می‌گیرند و علاقه دارند که از شرکت خود خارج شوند و به شرکت دیگری با برنامه‌های جبران خدمات بهتر نقل مکان کنند، اما برخی دیگر تمایل دارند در شرکت خود با وجود همه شرایط آن باقی بمانند، به شرکت‌هایی احساس تعلق می‌کنند که دوست دارند در آنجا کار کنند و به موفقیت‌های آینده شرکت خود اعتقاد دارند.

رهبری بازار
یکی از مهم‌ترین عواملِ بدل شدن به یک شرکت برتر، رهبری بازار است. رهبری می‌تواند به اشکال گوناگون باشد، اما شهرت و اعتباری که به همراه دارد، بسیار گرانبها است. عنوان «استاندارد صنعت» یکی از مواردی است که هر شرکتی به شدت در پی به دست آوردن آن است. مثال‌هایی از رهبری بازار عبارتند از: هدایت بازار به سمت کیفیت، نوآوری، خدمت به مشتری یا حتی ضمانت و گارانتی.
حفظ موقعیت احتمالا سخت‌ترین قسمت در رهبری بازار است. هیچ رقیبی راضی نمی‌شود در صنعت، درجه ۲ باقی بماند. برای وارد شدن به میدان و عرصه رقابت موانعی وجود دارد. اگر شرکتی با موانع بالای ورود در صنعتی رقابت می‌کند، احتمالش زیاد است که رهبری بازار در دست این شرکت باقی بماند. شرکت‌ها همچنین می‌توانند با خرید و ادغام شرکت‌های موفق دیگر به سمت رهبری بازار حرکت کنند تا سهم بازار، ادغام افقی و عمودی و پایه‌های تکنولوژی خود را ارتقا دهند.

 

 

 

 

نتیجه‌گیری:

 بنابراین چه عاملی است که موجب موفقیت یک شرکت می‌شود و آیا بازار خوبی برای سرمایه‌گذاری وجود دارد؟ اگر شرکتی دارای مزیت رقابتی، مدیریت بالاتر از حد متوسط و رهبری بازار باشد، می‌توانید اطمینان یابید که سرمایه‌گذاری شما در این شرکت درست و پربازده است. با اینکه این عوامل لزوما به تنهایی کافی نیستند، اما با این حال در تصمیم‌گیری ما برای سرمایه‌گذاری می‌توانند بسیار موثر باشند.

مترجم:زهره همتیان

 


 
 
حسابرسان شرکتهای اختلاس گر چه کسانی بودند؟
نویسنده : حمید صادقی راد - ساعت ٥:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٧
 

یک کارشناس مطلع بازارهای پول و سرمایه با تشریح جزئیات تازه ای از فعالیت گروه امیرمنصور آریا و عامل اختلاس بزرگ با اعلام اینکه برخی سوداگران خصوصی سازی را هدف قرار گرفته اند، گفت: این فرد سال 82 از آلمان به ایران آمد و با سرمایه اولیه 50 میلیون تومانی شروع به کار کرد.


خصوصی‌سازی یکی از بازارهای هدف برای سوداگران
 
حجت حسینی زاده در گفت وگوی تفصیلی با فارس، اظهار داشت: در حالی موج خصوصی سازی که از دهه 70 شروع و به ویژه در 5 سال اخیر شدت یافته، نوعی قانون‌گریزی خاص را به همراه داشته که تصور عده‌ای از تئوریسین‌های اقتصاد آزاد آن است که سازوکار بازار، خود انتظام بوده و نیازی به نظارت و یا کنترل بر بازار وجود ندارد. این تفکر که در چند ساله اخیر ورشکستگی خود را در عرصه سرمایه‌داری جهانی با ظهور بحران‌های مالی به اثبات رسانیده متاسفانه هنوز در کشور ما رایج است.
وی ادامه داد: واقعیت آن است که به دلیل محدودیت‌های بازار در سرمایه‌گذاری‌ها، امواج نقدینگی سرگردان در سه عرصه "سهام، مسکن، ارز و طلا" در نوسان بوده و هراز چندگاهی یکی از این بازارها را هدف قرار می‌دهد. تجربه کشورهای موفق نشان دهنده آن است که بازار بدون نظارت همچون فیل مستی است که در مسیر خود همه چیز را به نابودی می‌کشاند. بررسی اجمالی گزارشات انتشار یافته نشان می‌دهد حجم خصوصی‌سازی کشور رقمی حدود 80 میلیارد دلار برآورد شده که 90 درصد آن در 6 ساله اخیر صورت گرفته است.
به گفته وی متاسفانه تدقیق در این موضوع نشان می‌دهد اهداف خصوصی‌سازی در راستای مشارکت‌های مردمی تحقق نیافته و موضوع خصوصی‌سازی یکی از بازارهای هدف برای سوداگران مالی و تجاری بوده است. در همین رابطه، تاسیس و یا خرید بانک‌های کشور معمول بوده بطوری‌که تعداد تقاضاهای تاسیس بانک‌ها، مشابه تقاضای تاسیس مدارس غیرانتفاعی در آغاز دهه 80 بود.


 

اصل ماجرا و راهکار مورد سوءاستفاده

 

 

این کارشناس در مورد چگونگی فعالیت اختلاس کننده 3 هزار میلیارد تومانی توضیح داد: وی مدیرعامل شرکت توسعه سرمایه گذاری امیرمنصور آریا و رئیس هیئت مدیره باشگاه ورزشی داماش ایرانیان است. این شرکت یک هلدینگ بوده که مجموعه وسیعی از شرکت‌های فعال و صوری در بخش‌های مختلف صنعتی و ورزشی را در اختیار دارد.اختلاس کننده درسال 82 ازآلمان به ایران مراجعت و از بدو مراجعت درصدد بستن باروبندیل خود برآمده و درسال 85 از طریق اخذ یک وام زود بازده (قابل  توجه مبتکر طرح های زود بازده ) با تاسیس شرکت سرمایه گذاری امیر منصور آریا در ۲۸ خرداد ۸۵ با سرمایه ۵۰ میلیون تومانی وارد چرخه عملیات رانت خواری شده که در این رهگذر از حمایت گروه های خاص نیز برخوردار شده است .
حسینی زاده افزود: نامبرده  درراستای اجرای اصل ۴۴ در اقداماتی مشکوک توانسته ۹۴٫۹۶ درصد از سهام ماشین سازی لرستان، ۹۵٫۲ درصد از سهام گروه صنعتی فولاد ایران، ۹۵ درصد از سهام مهندسی خط و ابنیه فنی راه آهن (تراورس) و ۳۹٫۵ درصد از سهام فولاد اکسین خوزستان را خریداری کند. وی در سال ۸۹ تقاضای تأسیس بانک می‌کند که بانک مرکزی از مهر تا دی ماه سال ۸۹ به ایشان فشار می‌آورد که باید سهم مؤسسین پرداخت شود، لذا اختلاس کننده دراسفند ۸۹ سهم مؤسسین را پرداخت می‌کند و از 20 اسفندماه پذیره‌نویسی آن انجام می‌شود که به نظر می‌رسد سرآغاز قصه همین نکته باشد.
وی در مورد چگونگی سوء استفاده اختلاس کننده هم توضیح داد: از حدود 13 سال پیش بانک مرکزی ایران که در ابداعات نوین پیشقدم است، راهکار جدیدی برای اعطای اعتبار به معاملات درون کشور طراحی و روشی را که در جهان برای معاملات برون مرزی عمل می شود را به معاملات درون مرزی هم تسری داد و نتیجه اش هم بزرگترین فساد تاریخ بانکداری جهان با توجه با ابعاد اقتصاد ملی کشور شد.اما این روش چیست؟
حسینی زاده خاطر نشان کرد: اعتبارات اسنادی داخلی- ریالی نوعی شیوه پرداخت و یکی از خدماتی است که بانک به درخواست یک خریدار- متقاضی به منظور خرید یا سفارش کالا یا خدمات از یک فروشنده - ذینفع داخلی و به نفع وی برقرارمی‌کند. اعتبارات اسنادی مزبور درحالی می‌تواند به ‌صورت نقد (دیداری) یا مدت‌دار (نسیه) انجام شود که نکته قابل توجه دراعتباراسنادی داخلی- ریالی این است که به صورت غیر قابل برگشت افتتاح می شود. به این معنا که هرگونه تغییر در شرایط اعتبار از جانب خریدار یا بانک گشایش‌کننده اعتبار، موکول به موافقت و رضایت فروشنده است.
وی افزود: مهمترین مشخصه LC داخلی این است که خریدار و فروشنده و یا کارفرما و پیمانکار، هر دو در داخل مرزهای جغرافیایی کشور و بنابراین تابع مقررات داخلی بوده و درصورت عدم وجود مقررات و قوانین کافی در داخل کشور از مقررات بین‌المللی UCP600استفاده خواهد شد. دومین مشخصه مهم LC داخلی ریالی بودن آن است. دراین میان اختلاس کننده از طریق افتتاح حسابهای متعدد بانکی و براساس توصیه های بعمل آمده موفق می شود از طریق شرکتهای اقماری گروه با ارائه صورت حساب ها و فاکتورهای صوری اعتبار اسنادی های داخلی میلیارد تومانی اخذ کند.
وی با بیان اینکه اعتبار اسنادی پول نیست، ادامه داد:اختلاس کننده از طریق این اعتبار اسنادی ها که طی سال های 86 تا90 افتتاح شده و از روش خرید مبالغ هنگفت کالا بویژه آهن آلات از طریق اعتبار اسنادی داخلی بصورت نسیه و فروش آنها بصورت نقد به زیر قیمت بازار و عدم بازپرداخت وجه اعتبار اسنادی در سر رسید به بانک صادرات و عملا دسترسی به وجوه اعتبار اسنادی قبل ازسر رسید به پول نقد دست یافته است.

با توجه به اینکه در بازار بانکی کشور به علت سود تکلیفی راهکار زیادی جهت کسب سود وجود ندارد، نامبرده بخش عمده اعتبار اسنادی را به سایر بانک ها ارائه و با تنزیل پیش از موعد آنها (که به  احتمال  قوی نرخ تنزیل بیش از نرخ تسهیلات بانکی بوده) به وجوه اعتبارات دست یافته و بانک های بخت برگشته هم به خیال خود سود های بیش از سود تسهیلات را در حساب های خود ثبت و ربط کرده اند.
به گفته این کارشناس، هدف اختلاس کننده که حتما از مشورت های عالیه بانکی برخوردار شده آن بود که بخشی از این وجوه و همچنین سهام شرکت های گروه را که احتمالا چند برابر قیمت واقعی آنها ارزیابی شده، بعنوان آورده نقدی و غیر نقدی موسسان بانک آریا ارائه و با پذیره نویسی به منابع ارزان سپرده گذاران بانکی و پذیره نویسانی که هنوز در خواب و خیالهای سال 81 و 82 بورس برای چند برابر شده سهام خود هستند ، دست یابد و آنگاه این منابع عظیم در هنگام لزوم خرج مصارف خاص شود.
 


 
 
ابعاد شکل گیری اختلاسهای بزرگ
نویسنده : حمید صادقی راد - ساعت ٤:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٧
 

 تأملی نظری در باب شکل‌گیری اختلاس‌های بزرگ

 

 1ـ تعریف مفاسد اقتصادی(Corruption):

درادبیات اقتصاد سیاسی به نوعی از سوءاستفاده از امکانات عمومی یا قدرت که با هدف نفع شخصی، گروهی، باندی و یا حزبی صورت می‌گیرد، مفاسد اقتصادی گفته می‌شود.

 

امکانات عمومی متعلق به عموم مردم است و استفاده از آن، باید بنا بر ضوابط قانونی صورت پذیرد. اگر اشخاصی تلاش کنند با عبور از قانون، راه دیگری در استفاده از امکانات عمومی برگزینند، عملاً درگیر مفاسد اقتصادی می‌شوند. در تعریف مفاسد اقتصادی، باید به چند نکته مهم توجه داشت:

1-1- همکاری عنصر دولتی: دولت (به مفهوم وسیع آن شامل سه قوه و نیروهای نظامی و انتظامی و نهادهای عمومی غیر دولتی همچون شهرداری‌ها) نماینده کشور در حفظ و حراست و استفاده درست از منابع عمومی است. برای اینکه مفاسد اقتصادی رخ دهد، حتما همکاری عنصری از درون دولت لازم است. اگر یک شرکت خصوصی از شرکت خصوصی دیگری کلاهبرداری کند، این پدیده مشمول تعریف مفاسد اقتصادی نمی‌شود؛ مفاسد اقتصادی، وقتی مصداق پیدا می‌کند که مال دولت یا منابع عمومی کشور مورد تعرض قرار گرفته باشد.

2-1- ذینفع یا متقاضی مفاسد اقتصادی: ذینفع مفاسد اقتصادی، شخص یا گروهی است که عملاً از پدیده مفاسد اقتصادی سود می‌برد. اگر یک مدیر دولتی بر اثر مدیریت نادرست خود، خسارتی به بیت‌المال و یا امکانات عمومی بزند، این موضوع مشمول تعریف مفاسد اقتصادی نمی‌شود، ولی اگر حیف و میل بیت‌المال در کنار هم صورت گرفته باشد، مفاسد اقتصادی رخ داده است.

معمولاً در پرونده‌های مفاسد اقتصادی، ذینفع خارج از بدنه دولت قرار دارد، ولی در نوع خاصی از مفاسد اقتصادی که ممکن است در میان گروه‌های سیاسی رخ دهد، ذینفع نیز می‌تواند یک عنصر دولتی باشد و برای سوءاستفاده از امکانات عمومی، همکاران خود را از میان کارکنان دولتی و یا حتی از بخش خصوصی برگزیند؛ بنابراین، پیچیدگی مفاسد اقتصادی در گروه‌های سیاسی، به مراتب بیشتر از مفاسد اقتصادی معمولی است و به همین لحاظ،  مبارزه با آن نیز باید حساب شده‌تر باشد.

3-1- فرآیند مفاسد اقتصادی: فرآیند مفاسد اقتصادی به مجموعه عملیاتی گفته می‌شود که پس از ارایه تقاضای مفاسد اقتصادی از طرف ذینفع، عناصری از کارکنان دولت را درگیر این موضوع کرده و زمینه را برای سوءاستفاده از بیت‌المال، امکانات عمومی و یا قدرت سیاسی فراهم می‌آورد.

پس از انجام مأموریت مفاسد اقتصادی توسط عنصر دولتی، ذینفع پاداش اشخاصی را که زمینه سوءاستفاده از امکانات عمومی را فراهم کرده‌اند، پرداخت می‌کند. فرض کنید یک بساز بفروش می‌خواهد یک ساختمان بسازد. اگر او به کارمند شهرداری که ناظر بر تخلفات ساختمانی است، پرداخت غیرقانونی کند تا تخلفات او را گزارش نکند، در اینصورت بساز بفروش، متقاضی مفاسد اقتصادی است و ناظر شهرداری به عنوان عنصر دولتی همکار در زمینه مفاسد اقتصادی تلقی می‌شود.


 

 

2‌ ـ مفاسد اقتصادی در میان گروه‌های سیاسی (Political Corruption):

 

در مفاسد اقتصادی از این نوع، متقاضی مفاسد اقتصادی خود از عناصر گروه‌های سیاسی است؛ بنابراین، فرآیند مفاسد اقتصادی با همکاری عناصری از درون دولت و در صورت لزوم، بیرون از دولت شکل می‌گیرد. انگیزه کلی ورود متقاضی به مقوله مفاسد اقتصادی، می‌تواند در کل دسترسی به قدرت سیاسی بیشتر و یا حفظ قدرتی که در حال ضعیف شدن است، باشد مفاسد اقتصادی از این نوع به اشکال گوناگون می‌تواند دنبال شود؛ برای نمونه:

1-2- تدارک رأی بیشتر توسط احزاب سیاسی برای دسترسی به قدرت و یا حفظ قدرت سیاسی.

2-2- اجازه شکل‌گیری فعالیت‌های انحصاری، کارتل‌های اقتصادی و یا تبانی در میان بنگاه‌های اقتصادی و دادن چراغ سبز به آنان برای افزایش قیمت محصول خود در بازار فراتر از قیمت‌های تعادلی. در این فرآیند از افزودن بهای حاصله، سودی متوجه متقاضی مفاسد اقتصادی که عنصر دولتی است، می‌شود.

3-2- شکل‌گیری اسپانسرهای اقتصادی در بخش خصوصی با هدف کمک به گروه‌های سیاسی. در این راستا، پروژه‌های نان و آب‌دار دولتی در اختیار آن دسته از شرکت‌هایی قرار می‌گیرد که بتوانند کمک مالی بیشتری در اختیار گروه‌های سیاسی گذارند. جالب اینجاست که برخی از اسپانسرها پنهانی به دو گروه اصلی رقیب سیاسی کمک می‌کنند، زیرا هر کدام از آنها که پیروز شود، سود آنها تأمین خواهد شد!

4-2- نمک‌گیر کردن مراجع پرنفوذ اجتماعی مثل هنرمندان، ورزشکاران، شعرا و... برای مدیحه‌سرایی به سود گروه‌های سیاسی.

5-2- توزیع قبیله‌ای پست‌های مهم دولتی بدون توجه به شرایط احراز پست و شایستگی نامزدی آن پست و صرفاًبا هدف بهره‌برداری انتقاعی از آن از یک طرف و برکناری افراد مستقل که می‌توانند در فرآیند شکل‌گیری مفاسد اقتصادی کارشکنی کنند، از سوی دیگر.

6-2- شکل‌گیری مبادله رانت‌های اقتصادی در میان عناصر درونی یک گروه سیاسی و یا حتی در میان گروه‌های سیاسی رقیب.

7-2- نان قرض دادن گروه‌های سیاسی به یکدیگر در قالب اعمال سکوت و نادیده گرفتن مفاسد اقتصادی گروه رقیب.

 

 

 

3- آسیب‌شناسی اختلاس 3000 میلیارد تومانی:

 

 


واکنش آیت الله آملی لاریجانی، رئیس قوه قضائیه و همچنین به‌کارگیری قاضی خوشنام و باتجربه‌ای چون آقای محسنی اژه‌ای برای رسیدگی به موضوع اختلاس 3000 میلیارد تومانی، می‌تواند در بهبود اعتماد عمومی نسبت به نظام بانکی که خدشه‌دار شده است، کاملاً موثر باشد. باید در کنار این نوع رسیدگی‌های قضایی که با هدف بررسی ماهیت این تخلف و میزان مجازات افراد خاطی صورت گیرد، از ابعاد دیگری مثل جنبه‌های سیاسی، اقتصادی، قانونی و اجتماعی نیز این نوع پرونده‌ها، بررسی شود که اهمیت آن کمتر از رسیدگی‌های قضایی نیست.

اگر هنگامی که فریاد هشت ماده‌ای رهبری نظام درباره ضرورت مبارزه با مفاسد اقتصادی به گوش رسید با برخوردی شعاری به آن پاسخ داده نمی‌شد، اگر آن روزی که احکام فاضل خداداد و شهرام جزایری صادر می‌شد، علل این نوع مفاسد اقتصادی نیز ریشه‌یابی می‌شد، شاید ما امروز شاهد پرونده 3000 میلیارد تومانی نبودیم.

انشاءالله این بار مراجع ذیصلاح در این زمینه هشیارانه رفتار و با ریشه‌های بروز مفاسد اقتصادی در کشور مبارزه کنند. البته ناگفته نماند که اگر مبارزه با معلول باشد، قطعاً پاسخ نمی‌دهد؛ برای نمونه، مشکل تأمین مالی انتخابات (که در مقاله مستقلی با نام «مفاسد اقتصادی و انتخابات پاک» در تاریخ سیزدهم تیر 1390 در همشهری مورد بحث قرار گرفت) در کشور ما می‌تواند یکی از ریشه‌های زمینه‌ساز برای مفاسد اقتصادی از نوع سیاسی آن باشد. بدون پیدا کردن راهکاری برای تامین مالی قانونی انتخابات، بعید است بتوان این پدیده زشت را ریشه کن کرد.

بنابراین هرچند اختلاس 3000 میلیارد تومانی از نظر بالا بودن حجم مفاسد اقتصادی، رکورد به شمار می‌رود، باید توجه داشت که این پرونده، نخستین مورد از مفاسد اقتصادی نبوده و آخرین آن نیز نخواهد بود. آنچه در این موضوع اهمیت دارد، آسیب‌شناسی کشور از منظر بروز مفاسد اقتصادی جدید است. مبارزه با مفاسد وقتی کارآمد است که احتمال وقوع آن در آینده نسبت به امروز کاهش پیدا کند.

در غیر این صورت، بایستی روش‌های مبارزه با مفاسد اقتصادی را اصلاح کنیم. در این پرونده خاص پاسخ به پرسش‌هایی از قبیل اینکه کشف پرونده تصادفی بوده و یا براثر یک نظارت نظام‌مند صورت گرفته؟ اگر نظارت هوشمندانه‌ای بوده، چرا اجازه داده شده فرآیند اختلاس اینقدر طولانی شود؟ و یا حجم اختلاس به صورت نجومی افزایش یابد؟ متقاضی اختلاس 3000 میلیارد تومانی چه اشخاصی بوده‌اند؟ جنس این پدیده از نوع اختلاس است یا مفاسد اقتصادی؟ اینکه مفاسد اقتصادی دارای ذینفع خصوصی بوده و یا متقاضی دولتی داشته است؟ اینکه اگر گروه سیاسی خاصی احتمالاً درگیر این موضوع بوده‌اند، چه اهدافی را دنبال می‌کرده است؟ همگی می‌تواند در ریشه‌یابی این پدیده ظالمانه تأثیرگذار باشد.

داود دانش جعفری


 
 
چگونه کاهش هزینه ها را با مدیریت هزینه ها به سرانجام رسانیم ؟
نویسنده : حمید صادقی راد - ساعت ٧:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٥
 

در هر سازمانی تصمیمات مربوط به کاهش هزینه ها باید بر اساس شناخت و درک عمیق از تمام مراحل تولید محصول از طراحی تا فروش( ارایه خدمات) و خدمات پس از فروش باشد . مدیران باید هزینه هایی که خلق ارزش می کنند و همچنین هزینه هایی که هیچ ارزشی نمی آفرینند را شناسایی کنند. از جمله مهمترین حوزه های شناخت هزینه ها  که نیاز به مدیریت مصرف دارد عبارتند از :

1-  فن آوری :

یکی از ابزارهای کارآمد در کاهش هزینه ها و افزایش کیفیت محصولات و برقراری ارتباط در سطح گسترده، حتی بصورت فردی با هر یک از تامین کنندگان و مشتریان، استفاده از فناوری های نوین، توسعه شبکه های الکترونیکی بمنظور انجام فعالیتهای تجاری، ارایه خدمات اداری به کارکنان و  اربابان رجوع  و وجود زیر ساختهای ارتباطی به منظور یکپارچگی در سیستمهای اداری – مالی و فنی  می باشد. 

2-  نیروی انسانی :

جبران خدمات نیروی انسانی بخشی از هزینه های متغیر بسیاری از سازمانها را به خود اختصاص می دهد . در این زمینه نکته بسیار مهم این است که بعد از هر بحران مالی نباید بدون بررسی دقیق  اقدام به تعدیل نیرو نمود.  

3- تامین کنندگان :

 شاید 40 تا70 درصد از هزینه های شرکتهای تولیدی مربوط به هزینه تهیه و تدارک مواد اولیه و منابع تولیدی هزینه های ناشی از فروش باشد . سازمانها باید روشهای مناسب و متناسب با محیط کاری خود را که موجب کاهش هزینه وسودآوری میشود را انتخاب کنند .

4- راهبردها :

 باید روشها و راهکارهایی که باعث منافع بلند مدت سازمان میشد اتخاذ نمایند .

5- حوزه مشتریان:

 مشتریان همیشه دنبال کسب منفعت هستند روابط با مشتریان باید تقویت شده و سعی شود تا آنها را به بهترین روش به خرید محصولا ت وخدمات خود متقاعد و وفادار نمود .   

 

6- حوزه دارایی ها :

دارایی های شرکت اعم از دارایی های معنوی ، فیزیکی و مالی باید بطور بهینه بهره برداری شود . شرکتها و سازمانها فرآیندهایی را برای مدیریت هزینه طراحی می کنند . در ابتدای هر فرآیندی باید در مورد اینکه چه هزینه هایی وچقدر باید کاهش یابند ، از کجا باید شروع نمود وکجا بیشترین توان را برای کاهش هزینه دارد، تصمیم گیری نمود . پس ازاینکه مشخص شد چه هزینه هایی را باید کاهش داد و هدف مورد نظر تعیین شد ، نوبت به ابزارهایی که به این امر کمک می کنند می رسد که میتواند شامل تجزیه وتحلیل ارزش سربار، مهندسی مجدد، الگوبرداری، مدیریت زنجیره تامین ، واگذاری امور به پیمانکاران و غیره باشد . بعد از اجرای این روشها باید نتایج بدست آمده را با استفاده از معیارهای تعیین شده ارزیابی وآنرا با هدف مورد نظر تطبیق نمود .

در واقع کلیه این اقدامات باید در برنامه ریزی استراتژیک شرکتها تدوین شده باشند . نه اینکه اقدامات پس از وقوع  اتفاقات بحرانی وحساس بصورت دستپاچه اقدام به این روشها کرد که قاعدتا" جواب و نتیجه مناسبی حاصل نخواهد شد.

 

 

 

 

 

 

 حال روشهایی بعنوان نمونه جهت کاهش هزینه در ذیل ارائه می شود :

1- حقوق کارکنان و مدیران را بر اساس عملکرد آنها پرداخت کنید .

2- کاهش یا افزایش نیرو را بصورت استراتژیک انجام دهید .

3- شناسایی نیازهای مشتریان را در اولویت کاری خویش قراردهید .

4- کیفیت را افزایش و هزینه های انبارداری وخدماتی را تا حد ممکن کاهش دهید .

5- خریدهای سازمان را براساس ارزش افزوده انجام دهید نه براساس هزینه .

6- مدیریت مصرف انرژی .

7- از مزایای جانبی مشاغل به نحو بهتری استفاده کنید .

8- از مواد جایگزین ارزان استفاده کنید ولی از کیفیت محصول یا خدمات نکاهید .

9- منابع راکد را کاهش دهید(مدیریت انبار و جمع آوری انبارهای فرسوده و بلامصرف) .

10- از ظرفیتهای نیروی انسانی و تجهیزات و سرمایه مالی(بهره وری دارایی) به نحو احسن و بطور کامل استفاده نمایید .

11-  مدیریت بر مواد و وسایل وضایعات وانجام و فروش لوازم غیر ضروری شرکت جهت افزایش سرمایه.

12- از جلسات غیر ضروری اجتناب کنید .

13- از حجم گزارشات و مصرف بی رویه کاغذ و ملزومات اداری بکاهید(اجرای اتو ماسیون در سطح مدیران به بالا) .

14- آموزش را مدیریت و تقویت نمایید.

15- یک بخش یا واحد را در صورت نیاز تعطیل نمایید .

16-  بیش از مصرف و نیاز خرید نکنید .

17- از فن آوری  جهت کاهش زمان  بهره مند شوید.

18-  بازار خود  را بطور خلاقانه تقسیم نمایید . 

19-  از هزینه یابی براساس فعالیت استفاده کنید تا از تغییر هزینه ها آگاه شوید .

20-  تیم work  ایجاد کنید .

21- بین پاداش وعملکرد مالی وغیر مالی ارتباط ایجاد کنید .

22-  در بستن قرارداد با پیمانکاران  مواظب هزینه نیروی انسانی وحجم کار وقیمت قرارداد باشید .

 


 
 
عوامل موثر در تعیین بهای طلا و تجزیه و تحلیل رابطه بازار های مالی با قیمت طلا
نویسنده : حمید صادقی راد - ساعت ٧:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٥
 

قبل از اینکه به موضوع سقوط قیمت طلا پرداخته شود ضرورت دارد خیلی خلاصه رابطه بازارهای مالی و طلا و حتی تقابل بین المللی سهام ،نفت ،فلزات گران بها ،بازارهای آتی و اختیارات بررسی شود .به بیان دیگر نگاهی به این بحران که از سال2007 که ریشه در قبل از آن دارد داشته باشیم.

آیا بازار طلا و فلزات گرانبها و بازار های مالی و بحران مالی کنونی باهم ارتباط دارند؟سوال ساده ایست اما عمیق است.تقریبا می توان بیان داشت تمام افراد در پاسخ به این سوال جواب مثبت دارند و یک رابطه معکوس بین بازار های مالی و بازار طلا و فلزات گرانبها ونفت می دانند.

به سرعت بیان میدارند هرگاه شاخصهای مالی امریکا مثل S&P وداوجونز پایین می آید پس قیمت طلا رشد میکند.و برعکس طی چندین سال گذشته شاهد رشد شدیدی در قیمتهای بازار سهام (مالی)،نفت ،طلا و سایر فلزات گرانبها شده ایم.طی دهه گذشته با رشد ابزار های مالی چون معاملات آتی ،اختیارات options))،صندوق های سرمایه گذاری و سیاست مقررات زدایی و انتقال نظارت از نهادهای عمومی به نهادهای خصوصی و شرکتهای رتبه بندی و فزونی ارزش رسمی بر ارزش واقعی ثروتها و سرمایه ها را شاهد بودهایم.گسترش ابزار های مالی باعث شده است به ازای یک ارزش واقعی یا یک ثروت اندک بیش از هزاران بار ارزش رسمی به منظور و هدف شفافیت و خلق قیمت آن دارایی ایجاد شود .اگر چه یکی از اهداف معاملات آتی و اختیارات معامله کاهش ریسک بوده است هدف دیگر آن با خلق و اجازه چندین برابر شدن میزان و تعداد معاملات هر دارایی با همان اهداف اقتصاد که تعداد زیاد خریداران و فروشندگان باعث ایجاد بازار های رقابتی به شکل کامل خواهد شد این سیاستها رشد و توسعه یافت .چنانچه در بازارنفت،تنها کمتر از یک در صد معاملات نفت به تحویل می انجامد این امر در خصوص فلزات گرانبها و انواع ابزارهای مالی نیز صادق است . همان سوال اصلی این است ، این بحران مالی با سایر بحرانهای مالی و سایربحرانهای مالی قبل مثل 1995،1980،1970،1930 و سایر بحرانهای اقتصادی قبل چه تفاوتی دارد ،بسیاری این بحران را طبیعت اقتصاد سرمایه داری وریشه در سیکل های تجاری می دانند . بعضی آن را با بحران 1930 یکی می دانند و بسیاری بیش از اینکه به تفاوت و شرایط این بحران بپردازند به شرح چگونگی این بحران و تحول شکل گیری و تسریع این بحران می پردازند .(که احتمالا تمام خوانندگان کم و بیش با آن اشنا هستند )

نکته ای که به نظر می رسد این بحران رااز سایر بحرانهای دیگر متمایز میکند این است که در سایر بحرانها تقریبا اکثر عاملین اقتصادی (خانورها ، تولید کنندگان ، دولت و .....) و کلیت یک اقتصاد متضرر می شود این امر مثلا در بحران دهه 30 که از منظر کینز ریشه در کاهش تقاضا موثر بوده است در دو دهه 70 و 80 ریشه در افزایش قیمتها ی عوامل تولید و انرژی و .... اما این بحران جدید با رشد ابزارهای مالی گسترده باعث یک جابجایی ثروت و سرمایه و عایدی کلان بین قشرهای اجتماعی غرب شده است . به این معنا که این بحران باعث یک تغییر در توزیع ثروت و عایدی از کل عائد مردم و تولید کنندگان ، مردم متوسط که پس انداز نموده اند بازنشسته ها و حتی بعضی از نهادهای مالی به نهادهای مالی بزرگ و ثروتمندان با سرمایه های عظیم شده است . باید توجه داشت در هر معامله دوطرف وجود دارد طرفی طرفی که می خرد و طرفی که می فروشد . در زمانی که بازار های مالی از سال 2001 شروع به رشد کرد . سال 2007 چه کسانی در اوج قیمت دارایی ها و ثروتهای خود را فروختند و چگونه همان ثروت و دارایی سر از بازار نفت دراورد و طی شش ماه گذشته این ثروت پس از فروش و انتقال از بازار های مالی به بازار طلا در سطح جهانی کشیده شد . معاملات طلا در حد فاصل 1950 دلار در ازای هر اونس طلا توسط چه کسانی فروش رفت و اکنون که طلا به 1650 دلار ازای هر اونس می رسد توسط چه کسانی فروش می رود .

 

 

سفته بازی:


غیراز بحث مالی رفتاری،بسیاری مردم وکسانی که ازبازارها عقب هستند و پس اندازهای کوچک دارند دراین بازی سفته بازی وارد می شوند در مقابل دارندگان عظیم ثروت و طلا می افتد و شکست می خورند ،بسیاری از شرکتها و نهادهای مالی،مدیران و ثروتمندان و انحصارگران و گردانندگان بازار هایی و موجها و نیز هیجانات و شیرین نشان دادن بازار اقدام به فریب بازار و کسب منفعت می نمایند.بسیار کسانی که در بازارهای مالی و با تحلیل های تکنیکال آشنا هستند می دانند که وقتی خبر مثبتی از یک سهام شنیدی باید ان سهم را بفروشید (این جمله توسط وارن بافت بسیار گفته شده است).بسیاری می دانند که اگر قرار باشد سهمی در حجم انبوه فروش رود باید شرایط واخبار مناسبی ازآن بیان داشت.وجود شبکه های خبری،سایتها و ... می توان بازار آن را جهت فروش آن دارایی مهیا کرد.بسیاری از کسانی که در بازارهای مالی می باشند می دانند زمانی که یک سهام دار حقوقی و عمده سهمی را در قیمت کم ویا پایین می خرد،این علامت خرید آن دارایی است و یا برعکس اگر قیمت دارایی رشد می نماید اگر سهامدار حقوقی آن رامعامله نمود عمدا علامت سقوط قیمت آن دارایی است. در حال حاضر در این شرایط بازار دارندگان ثروتها، مدیران شرکتهای سرمایه گذاری،تامین سرمایه ها،بسیاری از نهادهای مالی توانسته اند با جابجایی دارایی ها خود را به کمک افزایش ابزارهای مالی و نیز نرخهای بهره ثروتها و دارایی ها از بدنه جامعه به سمت خود جمع کنند. رشد حلقه ثروتمندان در جهان و گسترش فقر و بیکاری در سطح اجتماعات مانند اروپا و امریکا گویای این امر است . در اوج بحران حقوق بسیاری از مدیران مالی 5 برابر شده است.این بحران مالی و این شرایط خلاقانه اقتصاد بین الملل باعث رشد ثروتمندان (که عمدتا یهودی است)گردیده و غرب و جهان به نوعی ملعبه ثروتمندان عمده شده است.(خواسته یا ناخواسته)

 

 

 

 فرضیه ای غالب :


فرض کنید شما یک بنکدار طلا که دارای سکه های بسیار باشید به نحوی که محدودیتی در این زمینه نباشید، با افزایش قیمت طلا و افزایش غیرمعمول تقاضاازسوی مردم برای خرید این دارایی، به امید افزایش قیمت آن و نیز کسب سود و عقب نیفتادن از این جریان سود، کسی که بیش از همه در این جریان سود می کند فروشنده عمده است، چرا که دارایی ها (سکه های) او چند برابر شده است. از سوی دیگر با کاهش ناگهانی قیمت ها اکنون بر خلاف قبل که رخ می دهد همین مردم و افراد برای عقب نیفتادن و ضرر بیشتر نکردن از افت قیمت شروع به فروش همین سکه هایی که گران خریده اند به همان بنکدار عمده سکه می کنند و او با فرض اینکه (بی انصافی نمی کند) به قیمت بازار ، باز می خرد و هر روز قیمت ها پایین می آید . او اکنون همان سکه های قبل را دارد با این تفاوت که یک جریان ثروت و عایدی ازمردم و پس انداز های آنها نصیبش شده است . مجددا این سیکل در حال جریان است. دارندگان ثروت و گردانندگان مالی هدف مند ثروت خود را بین بازارهای جهانی در حرکت دارند. اگر قبلا یک وارن بافت داشته ایم ، اکنون 1000 هزار وارن بافت داریم، مدیران مالی قدرتمند، یهودیان بانکدار و .... و بازندگان مردم جامعه متوسط، حقوق دیگران با پس اندازهای محدود و کسانی که دانسته و ندانسته وارد این بازارها شده اند.


"پیشنهاد می شود در زمان های هیجانی و التهابی مردم و خوانندگان هیچ نوع دارایی اعم از سهام، طلا و... نخرند چه آن زمان که در حال رشد قیمت ها ست و نه در این زمان که سقوط می کند. بهترین توصیه این است که زمانی که همه می فروشند شما بخرید و زمانی که همه می خرند شما بفروشید."



دکتر حسین نصیری
سایت اطلاع رسانی طلا http://tala.ir

 

 


 
 
10 نکته برای استخدام افراد خلاق
نویسنده : حمید صادقی راد - ساعت ۱:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱٤
 

 

 

 

 

 

 

 خلاقیت

خلاقیت ریشه نوآوری است. اما چگونه می‌توانید افراد خلاق مناسبی را برای شرکت خود پیدا کنید؟ از بهترین مدیران خلاق، استادان بازاریابی و طرفداران نیروی انسانی خواستیم تا در مورد راهکارهای استخدام خلاق‌ترین افراد نکاتی را برای ما بازگو کنند.

هر شرکتی خواهان به کارگیری نوآوری به هر شیوه‌ای است و نوآوری از خلاقیت نشات می‌گیرد. اما خلاقیت از کجا ناشی می‌شود؟ گاهی اوقات پیدا کردن فردی خلاق برای شرکتتان مثل این است که به دنبال ویژگی‌های هنرمندانه می‌گردید. افراد خلاق اغلب آدم‌های متفاوتی هستند: کمتر نگران میزان سود هستند، کمتر با دنیای مدیران تجاری و سود خالص شرکت‌ها مرتبط‌اند و در به کارگیری انبوهی از ایده‌های بزرگ و طرح‌های عالی استادند. خواه شما در پی استخدام یک طراح وب باشید، خواه به دنبال جذب یک انیماتور یا آگهی نویس خلاق باشید، چند نکته وجود دارد که می‌تواند در به کارگیری صحیح افراد خلاق به شما کمک کند. ما با 10 مدیر خلاق، روسای منابع انسانی و مدیران بازاریابی خلاقانه، صحبت کردیم تا بهترین مشاوره‌ها را برای استخدام فرد خلاق به شما ارائه دهند.
1) به دنبال افرادی باشید که به استراتژی اهمیت می‌دهند. نیت مورلی معاون رییس شرکت Skullcandy می‌گوید تنها مساله این نیست که چه انجام می‌دهید، بلکه استراتژی آن نیز مهم است، برای مثال، چگونه پیام خود را منتقل می‌کنید، این انتقال پیام می‌تواند از طریق فن چاپ، فیلم یا چیزهای دیگر باشد. این شبیه ایده چاپ است که ریشه در دنیای دیجیتال دارد. این ایده به یک شبکه تلویزیونی یا یک رسانه محدود نیست. این فکر و ایده است که در هر مرحله از فرآیند تولید شدن برند تجاری جریان می‌یابد. آگهی تلویزیونی مهم نیست، بلکه ایده پشت آن آگهی اهمیت دارد. بیشترین قسمت آن، انرژی است که از شخص ساطع می‌شود. هنگامی ‌که افراد خلاق صحبت کردن در مورد یک ایده را شروع می‌کنند، زمانی که واقعا آن نکته خلاقانه را درک کنند، مثل این می‌ماند که آنها نمی‌توانند مانع سرریز شدن ایده‌ها شوند. هر ایده بزرگ، حیات خودش را دارد. افراد خلاق نمی‌توانند ازآن رهایی یابند، بلکه فقط می‌توانند نسبت به آن احساساتی و هیجان زده شوند.

2) برای سنجش افراد خلاق به آنها وظیفه‌ای را محول کنید. اسکات مک‌ داول، مشاور ارشد موسسه مشاوره بیمه CHM این طور عنوان می‌کند: هنگامی ‌که در مورد افراد خلاق صحبت می‌کنیم، برای تصمیم گیری در مورد آنها، جز دیدن کارشان و مشاهده شیوه آنها در مدیریت پروژه جایگزین دیگری وجود ندارد. بهترین وظیفه‌ای که می‌توانید به آنها محول کنید این است که از داوطلب بخواهید که یک مشکل پیچیده را حل کنند. این کار باعث می‌شود مهارت‌های تکنیکی، اندیشه انتقادی و توانایی فرد برای ارتباط مشخص شود.
 
هنگام به کارگیری افراد خلاق، ایده‌ها مساله مهمی‌هستند، اما ابتدا باید آنها را بسنجید. چگونه یک داوطلب ایده‌های خلاقانه را عملی می‌کند؟ تاثیر ایده‌های مطرح شده بر روی کسب‌وکار به چه صورت است؟ آیا او سابقه کار اجرایی دارد؟ این فرآیند معیار سنجش خوبی خواهد بود.
3) با فرآیند استخدام متفاوت برخورد کنید. اشلی هابر مدیرخلاق و یکی از موسسان SpiritHoods می‌گوید «افراد را تنها بر اساس سودآوری استخدام نکنید. نگاهی متفاوت داشته باشید و مطمئن شوید که وی مشتاق و علاقه‌مند و صادق است و با صنعت شما و دنیای هنر و مد روز در ارتباط است. هر شرکتی که یک مدیر خلاق سطح بالا را استخدام می‌کند، باید به اولین و مهم‌ترین چیز یعنی بینش آن فرد اعتماد کامل داشته باشد. نکته کلیدی در برند‌های موفق اعتبار است، که این امر ناشی می‌شود از به کارگیری فردی که بازار هدف را خوب می‌شناسد و با درک ویژگی‌های بازار، تجربه و توانایی منحصر به فرد در فعال کردن تقاضا دارد. باید در هر آنچه که آنها ارائه می‌دهند، صداقت و راستی باشد و آن صداقت باید در زمینه‌ای نوآورانه و خلاق اجرا شود. چه در مورد کالا باشد یا خدمات، کسی را به کارگیرید که می‌داند چگونه واکنش احساسی را در افراد برانگیزد، درست مثل یک کمدین که مخاطب را می‌خنداند.»
4) یک فهرست کاری جذاب را تهیه کنید. نیکی لافل، رییس شرکت توسعه محصول اجتماعی Quirky می‌گوید «ما در برگه شرح وظایف شغلی می‌نویسیم: یک نامه ضمیمه بنویسید و در آن من یا مدیر استخدام را خطاب قرار دهید. اگر افراد در خواندن برگه شرح وظایف شغلی دقت کافی نکنند، به این معنی است که خودشان از قبل انتخاب کرده‌اند که بخشی از سازمان ما نباشند. فرهنگ ما از طریق شرح وظایف تا حدودی مشخص می‌شود. بسیاری از کسانی که آن را می‌خوانند ممکن است از ابتدا برای کار کردن در اینجا جذب نشوند. ما تمایل داریم که یک مصاحبه دوستانه داشته باشیم، مثلا سر شام، نهار، صبحانه یا حتی یک نوشیدنی که در یک اتاق باز در شرکت انجام می‌شود. اولین تعامل آنها با ما بسیار مهم است. اگر کسی بدون اینکه شناختی از ما داشته باشد رزومه کاری خود را بارها و بارها به ما ایمیل کند، آن شخص که تلاش زیادی نکرده است، کاندیدای مناسبی برای این سازمان نخواهد بود. در مورد تحصیلات، الزام خاصی وجود ندارد، اما ما معمولا در فرم استخدام می‌نویسیم: مدرک دانشگاهی یا علت ترک تحصیل.»
5) تعریف شرایط مالکیت معنوی. ربکا پرین مدیرعامل استراتژی‌های کسب‌وکار شرکت Counsel to Creativity اظهار می‌دارد «افراد خلاقی که استخدام می‌کنید مالکیت معنوی را برای کسب و کار شما گسترش می‌دهند. نسبت به کسی که مالک نتیجه نهایی فرآیند خلاق است، شفاف و صادق باشید. چندین راه قانونی مختلف برای تقسیم مالکیت وجود دارد: کار برای دستمزد، مجوز و واگذاری به محض تکمیل از رایج‌ترین راه‌ها است. مطمئن شوید که ماهیت این حقوق و شرایط قانونی را درک می‌کنید و اینکه نتایج فرآیند خلاق با شیوه‌ای سازگار با استراتژی کسب‌وکارتان تعلق می‌گیرد.»
6) به دنبال کسی بگردید که دارای ترکیبی از ویژگی‌های خوب است. فیلیپ مک‌دوگال معاون ارشد شرکت Jack Morton (آژانس تجربه برند) می‌گوید «بهترین افراد خلاق باید در مورد مسائل کوچک زیاد بدانند و در مورد مسائل بزرگ کم بدانند. آنها به طور طبیعی در لبه خطر زندگی می‌کنند، اما این مهارت را دارند که در مکان امن باشند. بنابراین به دنبال کسی باشید که زیاد زندگی کرده است البته سن فرد را در نظر نگیرید. کسانی که جاهای زیادی را دیده‌اند، اما در مورد هر مکانی که دیده‌اند پرشور و حرارت بوده اند. روی هم رفته به دنبال فردی بگردید که مجرب، برگزیننده و پرانرژی باشد.»


7) از آنها بپرسید چه مطالبی را می‌خوانند. بیل وینچستر معاون و مدیر ارشد خلاقLindsay & Briggs می‌گوید «خلاقیت در حقیقت این است که دو چیز کاملا نامربوط را تبدیل به یک چیز جدید کنیم. این موارد را بسیار در علم و هنر می‌بینیم. آنها کاملا با هم نامرتبط هستند و یک نفر به طریقی آنها را ترکیب می‌کند و یک مورد جدید خلق می‌کند.

به دنبال افرادی بگردید که به طرز باورنکردنی در مورد هر چیزی کنجکاو و پیگیر هستند، مطالب متفاوت می‌خوانند و اشخاصی هستند که به دنبال جمع‌آوری نکات جالب توجه در جهان هستند و آنها را به گونه‌ای جذاب کنار هم می‌گذارند. از آنها بپرسید در حال مطالعه چه مطالبی هستند؟ چه موضوعاتی را تا به حال مطالعه کرده‌اند؟ شما گاهی اوقات می‌توانید تا حدودی از افراد مصمم یا گزینشگر ایده بگیرید.»
8) شخصا با موقعیت روبه‌رو شوید. ونسا مونتس مدیر ارشد استراتژی در شرکت Deep Focus این‌گونه اظهار می‌کند «مهم‌ترین مساله کنجکاوی و تمایل و علاقه به یادگیری است. بیشتر افراد مستقلی که ما آنها را به تیم آوردیم، این علاقه بین آنها مشترک بود. واقعا مهم است که از دیدگاه‌های متفاوت آنچه را درک کنیم که می‌تواند آن ایده را از مرحله درک به مرحله تکامل برساند. من حقیقتا فکر می‌کنم که نمی‌توان تنها از طریق دیدن رزومه به انتخاب افراد پرداخت. ما معمولا قبل از آوردن افراد این فرآیند را با یک تماس تلفنی مقدماتی آغاز می‌کنیم. فرد مورد نظر چه تعداد سوال می‌پرسد؟ شما ممکن است برای سنجش کارکرد افراد در موقعیت‌های سخت، آنها را به چالش بکشید. چقدر در مورد تکنولوژی‌های جدید کنجکاو هستند؟ آیا دارای دانش کافی هستند؟ آیا می‌توانند مبتکر و نوآور باشند؟
9) ایده‌های غیرقابل پیش بینی را مطرح کنید. شوان نف موسس شرکت Neff Headwear نظراتش را اینگونه بیان می‌کند «در فرآیند مصاحبه ایده‌های تصادفی را مطرح کنید و ببینید که آنها چگونه پاسخ می‌دهند، مثلا: اگر شما یک بوم سفید و یک قلم‌موی بزرگ داشتید که افکارتان را به کار می‌انداخت، چه می‌کشیدید؟ یا اینکه یک اسب آبی در سواحل‌هاوایی چه رنگ و چه تجهیزاتی برایش مناسب بود؟ با موضوعات اتفاقی آنها را وادار به تفکر کنید و ببینید که آیا آن قسمت خلاق از ذهن می‌تواند یک ایده فوق‌العاده خلق کند؟»
10) مراقب افراد خودخواه و خود محور باشید.ژولین لوباس مدیر خلاق شرکت Jack Morton در لس آنجلس می‌گوید «فرد خلاق مناسب برای استخدام کسی است که دارای این ویژگی‌ها است: انعطاف‌پذیر (ذهن او در مواجهه با چالش‌ها با چندین دیدگاه مختلف قابل‌انطباق است)؛ کنجکاو (همواره به دنبال کشف ایده‌های خوب و ترکیب آنها با هم است)؛ فروتن (یک ایده خوب می‌تواند حتی محرک ایده بهتری از شخص دیگری شود و یک فرد خلاق خوب می‌تواند این را تشخیص دهد و آن را پرورش دهد)؛ شجاع ( تنها به انتظارات بسنده نمی‌کند و فراتر از آن گام برمی‌دارد)؛ استراتژیک (یک فرد خلاق نه تنها باید نزدیک به بینش‌های راهبردی کار کند، بلکه همچنین باید تاثیر هر تصمیمی ‌را روی پروژه، تیم یا اجرای ایده درک کند). یک فرد مبتکر عالی کسی است که می‌تواند سیستم ایده‌های پیچیده را در عبارات ساده با استفاده از مناسب‌ترین ابزار توضیح دهد. فرد خودخواه و خودمحور برای این منظور مناسب نیست.!»

 منبع:دنیای اقتصاد